احمد بن محمد ميبدى

236

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

روا و ديدار او روح دل و صحبت او شادى جان است ، و هر نفس كه در تاريكى غفلت خود بميرد و در كار دين او را حسّ نماند و در حدود شرع كوشش نكند اين نفس به منزلت مردار است كه گناه پليد و نزديكى به او حرام است . . . . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . آيه . حضرت امام جعفر صادق فرمود : اليوم اشارت است به آن روز كه مصطفى را به مردم فرستادند و تاج رسالت و پيغام‌برى بر فرق وى نهادند و بساط رحمت بگسترانيدند و دود شرك از ميان رفت و رسوم كفر مندرس گشت ، هنوز بشر به وجود نيامده بود كه آفتاب رسالت او در آسمان بلندى او استوار گشت ! كه اى مهتر ، جمال بنماى تا همهء وجود آفتاب شود ، صدف رحمت بگشا تا اين مفلسان دامن پر از گوهر كنند . آن روى چرا به بت‌پرستان نبرى ؟ * جلوه نكنى ، كفر ز دلشان نبرى ؟ نيز فرمايد : اى قبله اولين و آخرين ، جز حلقهء چاكران تو نسازيم ، اگر آن آفتاب كه در دل تو است اراده باز دهيم نه در روم چليپا ماند نه در جهان كفر و زنّار ! رحمتى كن بر دل خلق و برون آى از حجاب * تا شود كوته ز هفتاد و دو ملت داورى . . . وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي . آيه . گفته‌اند : اتمام نعمت ، مغفرت است در نهايت كار ، و كمال دين تحقيق معرفت است در هدايت حال ، منّت منهيد بر مؤمنان كه من اول معرفت دهم و آخر بيامرزم . . . . وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . آيه . اشارت به سرائى كه رهگذر آن بر چهار درگاه است و پس از آن درگاهها ، چهار پل و پس از آن ، درجات و مراتب بندگان است : نخستين درگاه فريضه‌هاى دينى است ، دومين آن دورى از حرامها ، سومين آن تكيه به خدا در راه ضمان روزى ، چهارمين آن صبر در بلاها و رنجها ، و چون از اين درگاه‌ها بگذرى ، پلها پيش آيد كه اول - آن رضا برضاى خدا دادن و به حكم او گردن نهادن و از راه اعتراض برخاستن ، دوم - توكل بر خدا و اعتماد به او داشتن و او را پشت و پناه خود گرفتن و وكيل خود شناختن ، سوم - شكر نعمت بر خود واجب دانستن و آن نعمت در طاعت وى به كار بردن ، چهارم - اخلاص در عمل و در شهادت و در خدمت و در معرفت ، شهادت در اسلام ، خدمت در ايمان ، معرفت در حقيقت ، پس از پيمودن آن راه‌ها و پلها هركس به درجه و مرتبه‌اى كه سزاى او است مىرسد كه فرمود : آنان نزد خداوند درجات و آمرزش و روزى فراوان دارند . [ آيات 6 - 4 ] تفسير لفظى 4 - يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ . از تو مىپرسند چه شكارى براى آنها حلال است ؟ بگو : اى محمّد ، براى شما پاكيها ( و كشته‌هاى چهارپايان ) و آنچه كه جانورهاى شكارى شكار كرده‌اند از نوع پرندگان و درّندگان درحالىكه آموزش يافته باشند و شما به آنها آموخته باشيد از آنچه خداوند بشما آموخته است ، همه آنها براى شما حلال است . پس از آنچه آنها شكار كنند بخوريد و نام خدا را بر آن نهيد و بپرهيزيد از عذاب خداوند كه خداوند آسان توان و زودشمار است . 5 - الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ